«قیصر» اگر بود، ۴۹ ساله میشد
دوم اردیبهشت نخستین سالگرد تولد «قیصر امینپور» پس از درگذشت اوست؛ چنانچه خود سروده است: «مرا، به جشن تولد، فراخوانده بودند، چرا، سر از مجلس ختم، درآوردهام؟»
دوم اردیبهشت نخستین سالگرد تولد «قیصر امینپور» پس از درگذشت اوست؛ چنانچه خود سروده است: «مرا، به جشن تولد، فراخوانده بودند، چرا، سر از مجلس ختم، درآوردهام؟» قیصر امینپور در دومین روز اردیبهشت سال ۱۳۳۸در شهرستان گتوند در شمال استان خوزستان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در گتوند ادامه داد و سال ۵۷ در رشته دامپزشكی دانشگاه تهران پذیرفته شد ولی پس از مدتی از این رشته انصراف داد. امینپور، در سال ۱۳۶۳ بار دیگر و این بار در رشته زبان و ادبیات فارسی به دانشگاه رفت و این رشته را تا مقطع دكترا گذراند و در سال ۷۶ از پایاننامه دكترای خود با راهنمایی محمدرضا شفیعی كدكنی با عنوان «سنت و نوآوری در شعر معاصر» دفاع كرد. انتشارات علمی و فرهنگی این پایاننامه را در سال ۸۳ منتشر شد. او از جمله شاعرانی بود كه در شكلگیری و استمرار فعالیتهای واحد شعر حوزه هنری تأثیرگذار بود. طی این دوران مسئولیت صفحه شعر هفتهنامه سروش را بر عهده داشت و اولین مجموعه شعر خود را در ۳۵ سالگی منتشر كرد. اولین مجموعه او «در كوچه آفتاب» دفتری از رباعی و دوبیتی بود و به دنبال آن «تنفس صبح» تعدادی از غزلها و شعرهای سپید او را در بر میگرفت. امین پور هیچگاه اشعار فاقد وزن نسرود و در عین حال این نوع شعر را نیز هرگز رد نكرد. قیصر امینپور، تدریس در دانشگاه را در سال ۱۳۶۷ و در دانشگاه الزهرا آغاز كرد و سپس در دو سال بعد در دانشگاه تهران مشغول تدریس شد. وی همچنین در سال ۶۸ موفق به كسب جایزه نیما یوشیج، موسوم به مرغ آمین بلورین شد. امینپور در سال ۸۲ بهعنوان جوانترین عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی برگزیده شد. از وی در زمینههایی چون شعر كودك و نثر ادبی، آثاری منتشر شدهاست كه عبارتند از: طوفان در پرانتز، منظومه ظهر روز دهم، مثل چشمه، مثل رود، بیبال پریدن، به قول پرستو، مجموعه شعر آینههای ناگهان، گزینه اشعار، مجموعه شعر گلها همـه آفتابگرداناند و دستور زبان عشق. «دستور زبان عشق» آخرین دفتر شعر قیصر امین پور بود كه تابستان ۱۳۸۶ در تهران منتشر شد و در كمتر از یك ماه به چاپ دوم رسید. وی پس از تصادفی در سال ۱۳۷۸ همواره از بیماریهای مختلف رنج میبرد و حتی دست كم دو عمل جراحی قلب و پیوند كلیه را پشت سر گذاشته بود و در نهایت حدود در بامداد سهشنبه ۸ آبان ۱۳۸۶ در بیمارستان دی درگذشت. پیكر این شاعر در زادگاهش گتوند و در كنار مزار شهدای گمنام این شهرستان به خاك سپرده شد. پس از مرگ وی بسیاری از جریانهای ادبی و سیاسی تلاش كردند در بزرگداشتهایی كه برگزار میكردند، قیصر را متعلق به جرگه فكری خود معرفی كنند. با این حال مراسم تشییع پیكر او یكی از باشكوهترین مراسمی بود كه در چند سال گذشته جامعه فرهنگی به خود دیده است. در زیر چند نمونه از اشعار او آمده است: ● حسرت همیشگی حرفهای ما هنوز ناتمام... تا نگاه میكنی: وقت رفتن است باز هم همان حكایت همیشگی پیش از آنكه با خبر شوی لحظه عزیمت تو ناگزیر میشود آی... ای دریغ و حسرت همیشگی ناگهان چقدر زود دیر میشود ● سفر ایستگاه قطار میرود تو میروی تمام ایستگاه میرود و من چقدر سادهام كه سالهای سال در انتظار تو كنار این قطار رفته ایستادهام و همچنان به نردههای ایستگاه رفته تكیه دادهام! ● دستور زبان عشق دست عشق از دامن دل دور باد! میتوان آیا به دل دستور داد؟ میتوان آیا به دریا حكم كرد كه دلت را یادی از ساحل مباد؟ موج را آیا توان فرمود: ایست! باد را فرمود: باید ایستاد؟ آنكه دستور زبان عشق را بیگزاره در نهاد ما نهاد خوب میدانست تیغ تیز را در كف مستی نمیبایست داد
گزارش: خبرگزارى فارس
۱۳۸۷/۰۲/۰۲
اشتراک در:
پستها (Atom)
